احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
287
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
روس در شهر همدان و حوالى اراك تمركز يافته و پيشقراولان روس به كنگاور رسيده بودند مشار اليه با قواى شخصى خود از لرستان به سمت كرمانشاهان حركت كرده در صحنه توقف نمود ابتدا درصدد برآمد كه تلگرافا بوسيله دولت مركزى مذاكراتى نمايد و بلكه موجباتى تهيه شود كه طرفين متخاصمين متقاعد به ترك مخاصمه شوند . مخابرات با مركز بواسطهء اينكه روسها سيمهاى اراك و همدان بطهران را قطع نموده بودند و مانع هر نوع مواصلاتى بودند ميسر نگرديد كمكم از طرق مختلف نمايندگان و رؤساى احزاب و مجاهدين كه از قم متوارى شده بودند وارد صحنه شدند بدبختانه معلوم گرديد باوجود پروپاگاند و انتشاراتيكه از ورود قوى و اسلحه و مهمات امدادى آلمانها و تركها و سنگربنديهاى جبهه بيد سرخ و قروه و استحكام آنها شيوع يافته بود فقط قريب نود نفر ژاندارم ايرانى با ماژر چلسترم در بيدسرخ سنگربندى نموده و قريب شصت هفتاد نفر عسكر تركهم در گردنه مجاور بصحنه و كرمانشاهان متوقف هستند و عده كمى نيز از سوارهاى ايلاتى وظيفهء رابط و مستحفظ و غيره را انجام ميدهند و از كمكهاى ديگر و اسلحه و مهمات قشون و صاحبمنصب خبرى نيست آتاشه ميليتر آلمان هم كه براى موضوع تضمينات و مخابره با آلمان و همچنين تسريع كمكهاى مذكور به بغداد رفته و با فن درگلدز پاشا فرمانده شهير جبهه عراق نيز كه رياست فائقه نسبت بمشار اليه داشت مذاكره نموده بود از عراق برگشت و كمكم آشكار شد كه اولا آلمانها و تركها تمام قوى و مهماتيكه در خاورميانه در دسترس داشته و يا از آلمان فرستاده شده بود براى محاصره اردوى انگليس در كوت العماره و همچنين جلوگيرى از قشونهائيكه از بصره براى نجات اردوى مذكور دائما اعزام ميشدند تخصيص داده و تمام هم آنها عجالة اجبار اردوى مذكور به تسليم است بطوريكه حتى هزار تفنگ كه براى ايران ارسال شده بود و مهماتيهم كه براى ايران تخصيص داده شده بود به مصرف آنجا رسيد مضافا باينكه راهآهن حيدر پاشا - بغداد چون تمامش ريلگذارى نشده تكميل نگرديده بود و در چندين محل بريدگى داشت و بايد در چندين نقطه منجمله در كوههاى توروس چندين دفعه بارها را پياده و يا با اسب يا اتومبيل بقسمتى كه خاتمه يافته بود منتقل نمايند اين بود كه حمل و نقل مذكور خيلى طولانى ، پرزحمت و مشكل مينمود بعلاوه بين صاحبمنصبان ترك و آلمانى نيز بمناسبت تعصب صاحبمنصبان ترك و سختكمانى صاحبمنصبان آلمانى اختلافات و رقابتهاى شديدى وجود داشت كه مزيد بر كندى و بطوء جريان امور و عدم پيشرفت ميگرديد بعلاوه در اروپا هم دوره فتوحات برقآساى آلمان خاتمه يافته و بواسطه طول مدت سنگينى مالى و اقتصادى بار جنگ بر دوش ملت آلمان محسوس گرديده و ورود آمريكا و محاصره دريائى و جهات ديگر آلمان متوجه مشكلات عظيم و خطرات اين ماجرا شده از فكرهاى دورودراز صرفنظر نموده درصدد جمعوجور كردن امور خود افتاده بودند و مخصوصا از تعهدات قطعى براى موقع صلح پرهيز داشتند بعلاوه بقول يكى از صاحبمنصبان اركان حرب آلمان كه در همان اوان از صحنه ميگذشت موقع جنگ روش ما اين است كه دشمن را در تمام جهات و قسمتهاى عالم مشغول نمائيم تا قواى او متفرق شود و ضعيف گردد و برعكس قواى خود را مركزيت بدهيم كه حملههاى شديد نمايد و بدينلحاظ چطور ما مىتوانيم عدهء قشون بتركيه يا ايران بفرستيم و يا مهمات لازم خود را در خارج به مصرف برسانيم . مخابرات فن كانيتز با برلن و اقدامات او در عراق اين نتيجه را داده بود كه فن درگلتز پاشا يك هيئت شش هفت نفرى از صاحبمنصبان آلمانى برياست كلنل بپ و معاونت فن لون ( از صاحبمنصبان اركان حرب آلمان ) و فن بلوخر و غيره بدون عده و مهمات براى مستشارى و هدايت جبهه ايران و تطبيق عملياتيكه در ايران انجام مىيافت با اردوى عراق اعزام داشته بود صاحبمنصبان مذكور كه به كلى از اوضاع داخلى ايران و روال و روش قواى چريك ايلاتى و داوطلب بىسابقه و بىاطلاع بوده و برعكس معتاد بقواى